بنام زیبا خدای یکتا

با سلام خدمت تمامی هنرمندان و هنردوستان عزیز

به عنوان اولین مطلب در زمینه آموزش هنر زیبای عکاسی فکر می کنم دانستن تاریخچه

این هنر ریبا،تاریخ و نحوه پیدایش آن بسیار جذاب باشد.

به ادامه مطلب مراجعه نمایید


بسم رب الزهرا سلام الله علیها

تاریخچه هنر عکاسی

 مقدمه

تاریخچه عکاسی چگونگی شکل گرفتن ساختمان دوربین های فعلی و اتاق تاریک و به مراتب شکل گرفتن هنر زیبای ثبت تصاویر و لحظات که بعداً به هنر زیبای عکاسی شهرت پیدا کرد را بیان می کند.

این جالب است بدانیم این دستگاهی که با فشردن یک شاسی لحظات ما را ثبت می کند و در مدت چند ساعت لحظات ثبت شده را در اختیار ما قرار می دهد از کجا و با گزراندن چه مراحلی به اینجا رسیده است.

با مطالعه این تاریخچه متوجه می شوید اساس دوربین های پیچیده فعلی چه ساختمان ساده ای بوده و با پیشرفت علم و تکنولوژی چگونه به شکل دوربین های پبچیده فعلی در آمده.

با مطالعه این تاریخچه متوجه خواهید شد که اولین قدم برای شروع اختراعات و اکتشافات،یک اتاق تاریک و روزنه بوده است و این امر سرعت تکامل علم  را نشان می دهد و این جالب است که بدانید اکتشاف یک ساختمان ساده و چگونگی عبور شعاع های نوری از روزنه ای کوچک چگونه منشأ تحولی عظیم در میان بشریت شد.باید در خاطر داشته باشید این پیشرفت علم در زمانی صورت گرفته که امکان تهیه مواد شیمیایی بسیار دشوار و آزمایش بر روی آنها با خطرات و خسارت های جانی و مالی زیادی رو به رو  بوده است تا آنجا که به مرگ و یا بیماری دانشمندان منجر می شده است ولی با وجود سختی ها، دشواریها و شکست ها در انجام آزمایشات ، دانشمندان نا امید نشده و نفر بعدی ادامه دهنده و مکمل تحقیقات نفر قبلی می شده است.

و حالا...

در عصرامروز که امکانات و وسایل آسان تر در اختیار ما قرار می گیرد ما به چه اندازه در پیشرفت علم و هنرتلاش و نقش آفرینی می نماییم.

ما باید این باور را داشته باشیم، همانطور که دانشمندان قرون گذشته با کمترین امکانات توانستند به اختراعات و اکتشافات بزرگ دست پیدا کنند و راه را برای ما هموار نمایند پس

                                                                                   ما نیز می توانیم...

                                                                                       مهدی موحدی

                                                                                             7/8/1390     

 ..............................................................................................

اولین دوربین برای تماشای کسوف 

از زمان ارسطو این امر که شعاعهای نوری که از روزنه ای عبور می کنند،تصویری را تشکیل خواهد داد، شناخته شده بود.ابن هیثم دانشمند عرب قرن10میلادی چگونگی تماشای کسوف را در اتاق تاریک با روزنه ای کوچک رو به بیرون توضیح داده تا دوره رنسانس برای افزایش کیفیت تصویر عدسی در محل روزنه کارگذاشته شده و ابزاری به بزرگی یک اتاق جهت سهولت حمل به اندازه جعبه کوچکی شده بود.

اتاق تاریک وسیله ای کمکی برای طراحی شد و نقاش را قادر ساخت بازتاب تصویر را بر برگی از کاغذ طراحی ترسیم کند.آنچه کشف نشده بود یافتن راهی برای تثبیت تصویر پایدار اتاقک تاریک بود.

سیاه شدن برخی از ترکیبات نقره در معرض نور در اوایل قرن 17 مشاهده شده بود اما مسئله دشوار و حل نشده این بود که چگونه می توان این واکنش را متوقف کرد تا تمامی تصویر سیاه نشود.

.............................................................................................

او مخترع نجیب زاده ای بودکه در مرکز فرانسه زندگی می کرد.تجربیات نیپس در لیتوگرافی،او را به سمت تلاش در راستای ایده ثبت چشم اندازهای مستقیم از طبیعت به وسیله اتاقک تاریک سوق داد.

او ابتدا کلریدنقره را که از سیاه شدن آن در برابر نور مطلع بود،آزمود سپس توجه خود را به قیر طبیعیBitumen نوعی قیر که در اثر نور،سفت و سخت می شد،معطوف کرد،نیپس قیر طبیعی را در روغن اسطوخدوس(حلالی که در جلادهی استفاده می شد)حل کرد،سپس این مخلوط را به صفحه ای از پیوتر اندود کرد. (Pewter،پیوترآلیاژی است مرکب از قلع و سرب،چهارقسمت قلع،یک قسمت سرب و اندکی آنتیموان )

اولین صفحه را در اتاقک تاریک قرار داد و از پنجره باز به سمت محوطه حیاط خانه خود گرفته ، مدت 8 ساعت در معرض نور قرار داد،نور در قسمتهای روشن تصویر قیر را سفت کرده تصویر را شکل داده بود و مناطق تیره و نور نخورده را نرم و حل نشدنی باقی گذاشته بود،سپس نیپس صفحه رابا روغن اسطوخدوس شست این کار قسمتهایی از قیر را که از نور متأثرنشده و هنوز نرم بودند،پاک کرده تصویری ماندگار برجای گذاشت. نیپس این فرایند را هلیوگرافی(برگرفته از واژه یونانی:هلیوس به معنای خورشید وگرفوس به معنای نگاشتن)نامید.

چشم اندازی از پنجره منزل نیسفور نیپس در گرس،1826،هلیوگرافی

..........................................................................................

 *لوئی ژاک مانده داگر* مکتشف فرایند داگرئوتیپ 

اخبار کار نیپس به فرانسوی دیگری به نام لوئی ژاک مانده داگر رسید.

داگر از اتاق تاریک برای طراحی استفاده کرده بود و همچنین به تلاش برای حفظ تصاویر آن علاقه مند شده بود لذا پیشنهادی جهت تبادل اطلاعات برای نیپس نوشت و در سال1829 با او شریک شده بود. داگر فرایندی را که می پنداشت به طور کامل با روش نیپس متفاوت است تکمیل کرد تا با نام داگرئوتیپ به جهان ابلاغ شود.

.......................................................................................

 داگرئوتیپ،طرح هایی بر نقره درخشان. 

بالاخره داگر پس از سالها آزمایش به همراه نیپس از فرایند داگرئوتیپ راضی و قانع شد و خبر آن قبل از همایش آکادمی علوم فرانسه در هفتم ژانویه1839اعلام شد.

یک روزنامه ی فرانسوی با شور و هیجان تمام چنین نوشت:

"چه ظرافتی در حرکت ها ، چه سایه روشن های عالمانه ای ، چه دقتی ، چه پرداخت استادانه ای، ژرف نمایی ها چه تحسین برانگیزند این خود طبیعت است!"

اظهارات یک دانشمند انگلیسی دقیق تر بود: کمال وفاداری به اصل تصاویر چنان  است که به هنگام آزمایش آنها در زیر میکروسکوپ جزئیات آشکار می شوند. جزئیاتی که حتی در اصل سوژه ها نیز برای چشم غیرمسلح قابل مشاهده و درک نیستند."تَرکی بر گچ دیوار ، برگی خشکیده یا توده ای از گرد و خاک در فرورفتگی های گچ بری ساختمانی دور ، کاملاً صادقانه در این تصاویر شگفت انگیز نسخه برداری شده اند."

به طور تقریبی به محض اینکه این فرایند اعلام شد،استودیوهای داگرئوتیپ جهت تدارک ((مینیاتورهای خورشید نگاشته)) برای مردم مشتاق گشایش یافتند. درسال 1853 تنها در ایالات متحده به طور تخمینی،سالیانه سه ملیون داگرئوتیپ بیشتر پرتره و گهگاه منظره تولید می شد.

داگرئوتیپ،بر صفحه ای از نقره کامل صیقل داده شده که روی ورقه ای مسی کشیده می شد،ساخته شد.

این صفحه با قرار دادن سمت نقره ای اش بر روی ظرفی حاوی بلورهای ید ، در داخل جعبه حساس شد.

بخار ید متصاعد از ظرف،با نقره واکنش نشان داده،تولید ید نقره می کند که ترکیبی حساس به نور است. صفحه حساس در طول مدت نوردهی در داخل دوربین عکاسی تصویر مخفی را ضبط می کند.

تغییری شیمیایی انجام شده بود اما هیچ اثری از آن دیده نمی شد.برای ظاهر کردن تصویر سمت نقره ای صفحه حساس بر روی ظرف دیگری که حاوی جیوه داغ بود قرار داده شد. بخار جیوه با نواحی نورخورده صفحه، واکنش نشان داده درجاهایی از نواحی حساس که نور به آنها رسیده بود،جیوه،ملقمه یا آلیاژی برفک مانند را با نقره تشکیل داد. این آلیاژ نواحی روشن تصویر را پدید آورد در جاهایی که هیچ نوری نرسیده بود هیچ ملقمه ای تشکیل نشد،ید نقره تغییر نکرده،در محلول ثبوت تیوسولفات سدیم حل شده و صفحه فلزی خالی بر جای می ماند که سیاه دیده شده و مناطق تیره تصویر را شکل می داد.

داگرئوتیپ در دوره خود بسیار محبوب بود اما به لحاظ تکنیکی به بن بست رسیده بود،زیرا تنها زوایای خاصی به وضوح دیده می شد و اینکه بخار جیوه مورد استفاده در این فرایند بسیار سمی بوده و احتمالاًَ عمر بسیاری از داگرئوتیپیست ها را کوتاه کرد اما جدی ترین ایراد آن تک نسخه ای بودن هر صفحه بود که به جز عکس گرفتن از داگرئوتیپ اصلی هیچ راهی برای تکثیر آن وجود نداشت.

آنچه که مورد نیاز بود فرایندی بود که تعداد بیشماری تصویر مثبت می توانست تنها از یک نگاتیو تولید شود.

 

..........................................................................................

 اساس عکاسی جدید اکتشافی از ویلیام هنری فاکس تالبوت

* اکتشاف فرایند کالوتیپ*

*کالوتیپ تصاویری بر روی کاغذ*

25ژانویه1839کمتر از سه هفته پس از اعلام فرایند داگر به آکادمی فرانسه،ویلیام هنری فاکس تالبوت دانشمند انگلیسی در انجمن سلطنتی بریتانیای کبیر حاضر شد تا اعلام کند که او نیز روشی برای ثبت تصاویر ماندگار توسط اتاقک تاریک،ابداع کرده است.

تالبوت تصاویر خود را برروی کاغذ ساخت،اولین تجربه های او با سیلوئت های منفی بود که از قراردادن اشیاء بر روی کاغذ حساس شده با کلرید نقره و گزاردن آنها در معرض نور ساخته شده بودند.

در ژوئن1840تالبوت تکنیکی را اعلام کرد که اساس عکاسی جدید شد.کاغذ حساس شده تنها به اندازه لازم برای ایجاد تصویر نهانlatent image  نوردهی شده و سپس به صورت شیمیایی ظاهر شد. تالبوت گزارش داد که پس از نورهی هیچ چیزی بر روی کاغذ دیده نمی شود اما در آنجا تصویر اگرچه غیرقابل مشاهده وجود دارد ولی با فرایند شیمیایی در نهایت کمال خود ظاهر می شود.

او برای قابل مشاهده ساختن تصویر نهان از ید نقره آغشته با گالونیترات نقره استفاده کرد.تالبوت اختراع خود را کالوتیپ به معنای نقش زیبا نامید (کالوسkalas  به معنای زیبا و تیپوس typos به معنای نقش)

..........................................................................................................................

قابلیت تکثیر 

او نگاتیو کاغذی کاملاً ضاهر شده را در تماس با برگی از کاغذ حساس شده دیگری گذاشت،جفت آنها را درمعرض نور قرار داد،روندی که امروز به عنوان چاپ تماسی (کنتاکت) شناخته شده است.

نواحی تیره نگاتیو،مانع از رسیدن نور به کاغذ زیرین می شد در حالی که نواحی روشن به نور اجازه عبور       می داد.نتیجه تصویری مثبت،شبیه به تونالیته های طبیعی صحنه اصلی،بر روی کاغذ بود.

اگرچه قابلیت تکثیر پذیری کالوتیپ مزیت مهمی بر داگرئوتیپ تک نسخه ای بود ولی هرگز با محبوبیت گسترده ای مواجه نشد. زیرا تماشاگران از فقدان جزئیات دقیق کالوتیپ در برابر داگرئوتیپ ناراضی بودند. کالوتیپ در نوع خود زیباست. با این وجود الیاف کاغذ در تصویر ایجاد محوی می کرد.

..........................................................................

منبع:

نوشته جان آپتون

ترجمه حسن خوبدل