تولدش معلوم نیست شاید نقالی از همان زمان که تعزیه سهراب پهلوان خوشنام ایرانی  خوانده میشد در حال شکلگیری بود و با  گشایش قهوه خانه تبلور جدیدی درهنر ایرانی پیدا کرد.

پرده های نقاشی قهوه خانه ای براساس نیاز آئینی مردم خلق می شدند. قهوه خانه ها در دوره صفویه به تدریج شکل می گیرند و به مکانی فرهنگی تفریحی تبدیل می شوند و با شکل گیری نقالی، نقاشان شاخص کاشی به تصویر کردن صحنه های این نقل های قهوه خانه ای روی می آورند.

.بیشتر نقاشی های قهوه خانه ای براساس داستان های پهلوانی، مذهبی و اسطوره های ایرانی کشیده می شده اند و به میل قهرمان سازی مردم دوران خود پاسخی مناسب می داده اند.البته نباید مکان این نقالی ها را فقط به قهوه خانه ها محدود کرد؛ تکیه ها، حسینیه ها و هر جا که محل مناسبی برای جمع شدن و حکایت گفتن بود، نقاشی قهوه خانه ای به عنوان ابزار کار نقال کاربرد پیدامی کرد. 


پرده ای که مطعلق  به حماسه ی  کربلاست و در قهوه خانه ها نقالی مشد در واقع متعلق به نقاشی به نام ناطق است که در دوره زندیه مصور شده است.

 .آ                    

آنچه در نقاشی های قهوه خانه ای به نمایش درمی آید سوارکاران با اسب های پرهیبت است که بیشتر از زورمندی ، مهربان و وفادارند؛ در گوشه ای دیگر اشقیاء از وسط به دو نیم شده اند و فرشتگان بر فراز مردی زیبارو که کودکی چند ماهه بر یک دست و نیزه ای در دست دیگرش و سلحشوری با پرچم نصر من الله و فتح قریب و مشکی بر دوش و تیرهای بسیاری که بر پیکرش فرو رفته اند.در گوشه ای از همان پرده زنانی بر پیکران بی سر شیون می کنند و نوشته ای بر فراز تابلو «هل من ناصر ینصرنی» این مضامین، سوژه و محتوای بخشی از جدی ترین تمایل نقاشی ایران طی ۲ قرن را شکل دادند و هرچند به شکل آکادمیک و رسمی ترویج نشدند اما توانستند خود را به جامعه فرهنگی تحمیل کنند

-این پرده هفت بخش روایی مجزا دارد

لشکر عمر سعد-خیمه گاه -بنت حضرت قاسم -صحنه نبرد علی اکبر- آب آوردن از فرات

 قتلگاه-حضرت اباعبدالله

همین روش تقسیم بندی ترکیب بندی (هرچند به اشکال دیگر و گاه مانند مدیر با الهام از تصاویر استریپ به شکل روایت خطی و با استفاده از شماره گذاری تصاویر) تا آخرین تصاویر معاصر ادامه می یابد. اصولا نقاشان پرده های عاشورا از اسلوب و الگوهای ثابت بصری خارج نشدند. برای مثال حضور فرشتگان بر فراز قتلگاه در تمامی این تصاویر وجود دارد.به نظر می رسد پایبندی آنان به روایت های ادبی از این واقعه موجب شده است تا خود را ملزم به روایت بدون دخل و تصرف بدانند و هرآنچه شنیده اند را با ایمان قلبی روایت کنند.در اینکه نقاش و سفارش دهنده هر دو در یک رفتار دینی مشارکت کرده اند و این عمل را به نوعی عبادت و ادای فرایض می دانند شکی نیست و همواره در ستایش خوبی و جوانمردیست و  نقد نکوهش پلیدی و ناجوانمردیست.

.به نظرمی رسد این هنر به عنوان جدی ترین حرکت هنر مردمی در عصر خود توانسته بود به زبانی گویا در انتقال احساسات جمعی ایرانیان بدل شود.«کربلا بیش از آن اندازه که نمایشگاه شقاوت و بدی و ظهور پلیدی بشر باشد، نمایشگاه روحانیت و معنویت و اخلاق عالی و انسانیت است که برخی کمتر به آن توجه دارند و به عبارت دیگر اباعبدالله الحسین (ع)، اباالفضل العباس و زینب کبری قهرمانان داستانند، نه شمر و سنان و خولی.»این توصیف علامه مرتضی مطهری از کربلا دقیقاً شرح ادبی همان تصاویری است که امروز با نام پرده های شبیه خوانی می شناسیم. روح استبدادستیزی که در این تصاویر مردمی به شکل نفی هرگونه شقاوت و خشونت به وجود می آید بعدها به شکل جریانی شیعی در ایران ظهور می کند که تظلم خواهی و احیای خون شهیدان کربلا را مبدأ حرکت های اجتماعی و سیاسی خود قلمداد می کند.این پرده ها به دلیل اینکه به سبب نیاز آئینی مردم به وجود آمده بودند بیش از هر جنس نقاشی دیگر در ایران توانستند با عموم مردم ارتباط برقرار کنند و این رابطه آن قدر تنگاتنگ می شود که پس از چندی باورهای شفاهی و انتظارات آیینی و دینی مخاطب به حوزه مصورسازی وارد و توسط نقاش به تصویر در می آید

بر گرفته از روزنامه ابرار..