«شروع» حس غریب و بدیعی است. حس تولد و آغاز. حس تغییر و تحول و سفر از «حال» به «آینده».

برای همین است که همواره با هر شروعی، حسی مانند دلهره‌ی قبل از امتحان، ته دل‌مان سرک می‌کشد و سئوال‌هایی را گوشه‌ی ذهن‌مان می‌نشاند و باغ «چرا» و «چگونه» می‌رویاند.

اما «سلام»، کوتاه‌ترین و بهترین شروعی است که دل را قرص می‌کند.

پس دوباره و سه باره و صدباره؛ سلام می‌کنم به تک تک شما دوستان گرامی.


صاحب این قلم، از سال 82 تا کنون دچار وبلاگنویسی شده و در خانه‌ی «قلم اندیش» به نشانی: http://zaye.persianblog.ir/ کنگر خورده و لنگر انداخته! نامبرده به صورت کاملا خودمختار، احساس می‌کند مبعوث شده تا اطرافیانش را به وبلاگنویسی رهنمون سازد! بنابراین ماحصل حدود 8 سال رسالت ایشان، آلوده کردن ده‌ها نفر به پرشین‌بلاگ است!

اکنون نیز میان این‌همه هنرمند، شاعر و نویسنده‌ای که که در این فضای مجازی دست به قلم بوده و به هنرنمایی می‌پردازند، بخت یارش شده و قرعه فال به نامش افتاده و قرار است در بخش شعر و داستان نویسی در خدمت عزیزان باشد.

اگر عمر و وقتی از اشتغالات روزمره باقی ماند، این بخش را در قالب قسمت‌های مختلفی چون «معرفی کتاب»، «معرفی مشاهیر»، «بررسی اشعار شما»، «مسابقه داستان ‌نویسی» و ... به حضور یکایگ شما عزیزان خواننده تقدیم می‌کنیم و امید است با یاری خدا و مشارکت تمام وبلاگ نویسان عزیز، بتوانیم با قدرت به پیش رویم.

معرفی کتاب: «هنر داستان نویسی»
برای اولین قسمت به معرفی کتاب «هنر داستان نویسی» یکی از قدیمی‌ترین و بهترین کتاب‌هایی که در این زمینه منتشر شده می‌پردازیم:

نویسنده: ابراهیم یونسی

قیمت پشت جلد:  85000 ریال

تعداد صفحه: 560

نشر: نگاه (17 بهمن، 1388)

شابک: 978-964-6174-84-9

قطع کتاب: رقعی

ابراهیم یونسی از جمله‎ی کسانی‎ست که دین بسیار زیادی برگردن ادبیات داستانی معاصر ایران دارد، نه فقط برای ترجمه‎های بسیار خوب و فراوانش از رمانهای بزرگ و مطرح ادبیات جهان، بلکه بیش از همه به دلیل ترجمه و تألیف  کتاب هنر داستان‎نویسی که در زمان خود و تا قریب به ربع قرن یگانه کتاب جامع آموزش داستان‎نویسی در این دیار بود و بسیاری نویسندگان نسل‎های اخیر برای نخستین بار با این کتاب بود که با وجوه نویسندگی داستان آشنا شدند و بسیار آموختند. اثری که کتاب بالینی بسیاری از همین نویسندگان بود و بارها و بارها آن را خواندند.

اما در این میان یونسی خدمات‎ بزرگ و ارزنده دیگری هم به علاقمندان ادبیات داستانی و به ویژه آنها که به خود داستان‎نویسی علاقمند  بودند داشته، که چیزی نیست جز ترجمه کتاب کلاسیکی و معتبر در آموزش رمان‎نویسی همانند «جنبه‎های رمان» اثر ادوارد مورگان فوستر(۱۳۵۲)، و مهم‎تر از آن  ترجمه و تألیف کتابی بود به نام «هنر داستان‎نویسی» که در عین جامعیت، از زبانی قابل فهم برای مخاطب نیز برخوردار و در در نوع خود نخستین کتاب‎های آموزش داستان‎نویسی  به زبان فارسی به‎شمار می‎رفت‎، آن هم  در سال‎هایی که خلائی جدی در زمینه  احساس می‎شد،  یونسی این کتاب را در زندان و در سی و سه، چهار سالگی با استفاده از منابع خارجی و با ترجمه و تدوین آنها  نوشت، خود نیز در مقدمه هنر داستان‎نویسی اشاره کرده که این کتاب « بیشتر تدوین نظریات گروهی از سخنشناسانی است که بررسی عقاید و آراء‎شان در کار داستان نویسی مورد قبول و اعتنای نویسندگان بنام است.» به هر حال هنر داستان‎نویسی که در سال ۱۳۴۱توسط انتشارات امیر کبیر به بازارآمد خیلی زود  به کتاب بالینی اغلب علاقمندان داستان‎نویسی در دو دهه چهل و پنجاه بدل شد. بعد از او بود که دیگران نیز به فکر نوشتن چنین آثاری افتادند، رضا براهنی مقالاتش در فردوسی را در کتاب قصه نویسی (۱۳۴۸) جمع‎آوری کرد. اما این کتاب اگر چه دارای بحث‎های جالبی‎ست، اما فاقد یکپارچگی و جامعیت بود و بیشتر به درد نقد داستان می‎خورد تا آموزش داستان‎نویسی.

معرفی مشاهیر شعر و داستان‌نویسی: «ابراهیم یونسی»

ابراهیم یونسی یه سال ۱۳۰۵ در بانه متولد شده، در جوانی برای تحصیل به دانشگاه سوربن فرانسه و دکتری اقتصاد گرفت و سپس به ایران آمد و به ارتش پیوست و در ارتش هم یک پایش را از دست داد. او با وجود اینکه در فرانسه تحصیل کرد و با این زبان آشنایی داشت، مترجم زبان انگلیسی شناخته می‎شد و ظاهرا از میان بیش از هفتاد تا هشتاد اثری که با نام خود و یا نام مستعار سیروان آزاد ترجمه کرده تنها یک عنوان آن از زبان فرانسه برگردانده شده است!

همانند بسیاری از جوانان اهل کتاب آن روزگار به حزب توده متمایل شد و به همین دلیل هم گرفتار زندان شد. از افسران بازمانده شبکه نظامی حزب توده ایران در سالهای پیش از کودتای ۲۸ مرداد بود و پس از کودتا نیز در زندان ماند. ظاهرا ابتدا قرار بود او نیز همراه آن عده از افسران توده‎ای که توسط دولت کودتا تیربارن شدند، به جوخه‎ی اعدام سپرده شود. اما به دلیل از دست دادن پایش با یک درجه تخفیف به زندان محکوم و سالها در زندان بود. «هنر داستان‌نویسی» محصول همین دوران بود که با ترجمه برخی منابع آموزش داستان‎نویسی و تدوین و تألیف آنها در یک کتاب  مستقل به سال ۱۳۴۱ منتشر شد. هنر داستان‎نویسی به دلیل آنکه تا آن زمان نمونه مشابهی به زبان فارسی نداشت با استقبال علاقمندان داستان‎نویسی روبرو و بارها تجدید چاپ شد. و تا سالها یکی از منابع مهم آموزش داستان‌نویسی درایران بود. او علاوه بر ترجمه به داستان‎نویسی هم روی آورد و تاکنون آثار گوناگونی را منتشر کرده است. داستانهای او دارای خصلت‎های بومی هستند و در روستاها و شهرهای مرزی کردستان می‎گذرند.

بعد از سالهای زندان در مرکز آمار استخدام شد (۱۳۴۴)، در میانه دهه پنجاه از جمله  کسانی بود که کمیته دفاع از حقوق بشر را در ایران بنا گذاشت. در سالهای پس از انقلاب  توسط دولت مهندس بازرگان به عنوان نخستین استاندار کردستان برگزیده شد.
یونسی ازجمله کردهایی بود که به کار فرهنگی در میان کردها ایمان داشت، وقتی که می‎توانست برای ترجمه آثار ادبی صرف شود، به پای ترجمه کتابهای زیادی در زمینه مسائل مختلف کردها گذاشته که نشان از حساسیت‎هایش دارد. در طول زندگی برای احقاق حقوق کردهای ایران  کوشیده است. او همچنین زمانی تقاضای تاسیس «نهضت ملی کرد» به وزارت ارشاد داد که ظاهرا به نتیجه‎ای نرسید.

در اوایل نهمین دهه زندگی خود نیز همچنان به ترجمه ادامه ‎داد تا اینکه سرانجام در ۸۴سالگی قلم را بر زمین گذاشت و اعلام بازنشستگی کرد.

مسابقه داستان نویسی
با توجه به تجربه‌ای که در تدریس روزنامه‌نگاری دارم، دریافته‌ام که بیش از آنکه نیازمند آموزش باشیم، نیازمند تمرین هستیم. بنابراین بهترین روش یادگیری هرچیزی، آموزش در حین تمرین یا کار کارگاهی است.

با توجه به موضوع مذکور، این بخش به صورت کاملا خودجوش شکل گرفته و روح مدیر و سردبیر هم از آن بی خبر است! در این بخش قرار است یکی دو خط نوشته شود تا شما آنرا به سلیقه خودتان کامل کنید و یک داستان کوتاه (حداکثر 700  کلمه) بنویسید و به ایمیل ghavami_h@yahoo.com ارسال کنید.

نوشته‌های ارسال شده، ماه بعد در همین وبلاگ منتشر می‌شود و در مورد آن صحبت می‌کنیم و با نظرسنجی از خودتان به یک یا سه نفر (بسته به کرم مدیر گروه!) هدیه‌ای تقدیم می‌شود.

برای اولین مسابقه، نوشته‌ی زیر را تبدیل به یک داستان کوتاه (حداکثر 700  کلمه) نمایید:

«پشت چراغ قرمز که رسید، زد روی ترمز و صدای ضبط را کم کرد. نور خورشید پس از برخورد با کادوی براقی که روی داشبورد ماشین قرار داشت، مستقیم راهی چشم آرش می‌شد و چشمش را آزار می‌داد. آزارش بیشتر از اس ام اس‌های عاطفه نبود ...»

شعر

لطفا ما را از خواندن اشعار و آثارتان محروم نکنید تا خواننده آن باشیم و در موردش صحبت کنیم.