چرا حکومتها از کتاب می ترسند ؟

به‌ چند جمله‌ از نویسندگان‌ و صاحبنظران‌ در باره ی دشمنی‌ با کتاب‌ نظر می‌افکنیم‌:

هاینریش‌ هاینه‌ شاعر آلمانی‌ گفته‌ است‌:

"هرجا کتابهارا سوزانده‌اند، سرانجام‌ به‌ سوزاندن‌ بشریت‌ منجرشده‌ است‌.

جان میلتون می گوید :

"کسی‌ که‌ کتاب‌ خوبی‌ را از بین‌ می‌برد، خودِ عقل‌ را می‌ کُشد."

به راستی چرا حکومت ها از کتاب می ترسند ؟


برای یافتن جواب این سوال نمونه های را اشاره می کنم :

کتاب‌ "نامه‌های‌ شهرستانی"‌ اثر بلز پاسکال‌ در سال‌ 1660از طرف‌ لویی‌ چهاردهم‌ پادشاه‌ فرانسه‌ جمع‌ آوری‌ و سوزانده‌ شد. فرانسه‌ همچنین‌ در قرن‌ شانزدهم‌ کتاب‌"اورشلیم‌ آزاد شد" اثر "تاسو" را که‌ در برگیرنده ی عقایدی‌ مغایر با قدرت‌ پادشاهان‌ بود ممنوع‌ کرد.

"یولیسس"‌ نوشته ی "جیمز جویس‌" که‌ کتابخانه ی مدرن‌ آن را به‌ عنوان‌ بهترین‌ رمان‌ قرن‌ بیستم‌ شناخته‌ و از طرف‌ بسیاری‌ دست‌ اندرکاران‌ سرشناس‌ ادبیات‌ تمجیدشده‌، یک‌ بار در سال‌ 1918 و بار دیگر درسال‌ 1933 از توزیع‌ آن‌ جلوگیری‌ شده‌ است‌. ترجمه ی آن هنوز در بعضی کشورها با ممنوعیت انتشار روبروست.

در سال‌ 1933 و 1944 پخش‌ نسخه‌ هایی‌ از "کاندید" اثر ولتر در آمریکا با ممنوعیت‌ روبه‌ رو شده‌.

کتاب‌ "فانی‌ هیل"‌ اثر "جان‌ کلِاَند" از سال‌ 1974 تا کنون‌ بارها چاپ‌ و توزیع‌ آن‌ در بسیاری‌ کشورهایا امکان‌ نداشته‌ یا به‌ سهولت‌ انجام‌ نگرفته‌ است‌.
انتشار "مول‌ فلاندرز" اثر "دانیل‌ دفو" تا سال‌ 1966 در آمریکا ممنوع بود.

کتابهای‌ "لیسیستراتا" اثر آریستوفان‌، "حکایتهای‌ کانتربوری"‌ اثر چوسر، "دکامِِرون" اثر بوکاچیو و هزار و یک‌ شب‌ طبق‌ قانون‌ 1873 تا مدتها در آمریکا اجازه ی انتشار نداشتند.

در سال‌ 1881 کتاب‌ "برگهای‌ علف"‌، مجموعه‌ اشعار شاعر مشهور آمریکایی‌، والت‌ ویتمن‌ از طرف‌ دادستان‌ بوستون‌ به‌ دلیل‌ زبان‌ خاص‌ آن‌ جمع‌ آوری‌ می‌شود.

از چاپ‌ کتاب‌ "اعترافات‌ ژان‌ ژاک‌ روسو" در سال‌ 1929 در آمریکا و آثار فلسفی‌ همین‌ فیلسوف‌ در سال‌ 1935 در اتحاد جماهیر شوروی‌، ممانعت‌ به‌ عمل‌ آمد.

" تامِس‌ پین"‌ مشهور به تام پین که‌ به‌ دلیل‌ نوشته‌ هایش‌ درباره ی‌ استقلال‌ آمریکا بسیار شناخته‌ شده‌ است‌، به‌ سال‌ 1792 در انگلستان‌ به‌ خاطر کتابش‌ به‌ نام‌ "حقوق‌ بشر" که‌ از انقلاب‌ فرانسه‌ حمایت‌ کرده‌ بود، متهم‌ به‌ خیانت‌ شد. چند ناشر انگلیسی‌ به‌ دلیل‌ چاپ‌ کتاب‌ دیگر این‌ نویسنده‌ به‌ نام‌ "عصرخرد" مجازات‌ شدند.
آثار جک‌ لندن‌ در دهه‌های‌ 1920 و1930 بارها از سوی‌ چندین‌ دیکتاتور اروپایی‌ سانسور شد. ایتالیا تمامی‌ نسخه‌های‌ ارزان‌ قیمت‌ "آوای‌ وحش‌" را ممنوع‌ کرد و یوگسلاوی‌ تمامی‌ آثارش‌ رابه‌ دلیل‌ «خیلی‌ رادیکال‌» بودن‌ ونازیها نیز تعدادی‌ از کارهای‌ اورا غدقن‌ کردند.
رژیم‌ نژادپرست‌ آفریقای‌ جنوبی‌ در سال‌ 1954 کتاب‌ "فرانکنشتاین"‌ نوشته ی ماری‌ شللی‌ و "زیبای‌ سیاه‌" که‌ سرگذشت‌ یک‌ اسب‌ است‌ اثر "آنٌا سِوِل‌" را ممنوع‌ کرد.
در سال‌ 1954 دولت‌ آمریکا از توزیع‌ کتاب‌ "دولت‌ و انقلاب"‌ نوشتة‌ لنین‌ جلوگیری‌ کرد.

 در سال‌ 1918 دپارتمان‌ جنگ‌ آمریکا دستور داد که‌ تمامی‌ نسخه‌های‌ کتاب‌ "آمبروز بی‌یرس" طنزنویس‌ آمریکایی‌ به‌ نام‌ "آیا می‌تواند چنین‌ چیزی‌ اتفاق‌ افتد؟" را از کتابخانه‌ها و کتابفروشی‌ها جمع‌ آوری‌ کرد.

 قرآن‌ و انجیل‌ از بسیاری‌ کتابخانه‌های‌ اتحاد شوروی‌ جمع‌ آوری‌ شده‌ بود و از سال‌ 1926 تا 1956 ورود این‌ دو کتاب‌ به‌ آن‌ کشور ممنوع بود.

این چرخه از ممالک دور تا ممالک نزدیک ادامه دارد ! و ادامه خواهد داشت . به راستی چرا حکومت ها از کتاب و کتابخوان می ترسند؟ و این کتابها حاوی چه نوع مطلبی هستند . شما یکی از برندگان هفته کتاب ما هستید اگر جواب قانع کننده ای برای ما بفرستید.

معرفی یک نمایشنامه نویس

چیستا یثربی تاریخ و محل تولد: تهران ـ 1347‏ تخصص: نمایشنامه‌نویس، کارگردان، مدرس دانشگاه، منتقد، مترجم، ناشر‎ ‎ تحصیلات: لیسانس تئاتر الزهرا(تئاتر درمانی و رشد اسطوره در زندگی)‏ فوق لیسانس،دانشگاه الزهرا( تئاتر درمانی و تاثیر آن بر آموزش کودکان عقب مانده ذهنی)‏ ‎ ‎دکترای روانشناسی، دانشگاه الزهرا- تورنتو کانادا؛ 1383(تئاتر درمانی و تاثیر آن در جامعه)‏ ‎ ‎لیسانس زبان انگلیسی دانشگاه آزاد-همرمان با تحصیل-؛ 1369 ‏ فارغ التحصیل زبان آلمانی انستیتوسیمین؛ 1368‏ فارغ التحصیل روزنامه نگاری توسعه (زنان و کودکان) توسط وزارت ارشاد اسلامی با همکاری ‏یونیسف و دانشگاه علامه طباطبایی؛

حالا دیگر پس از دو دهه و اندی حضور تئاتری، هر کدام از نمایش‌های چیستا یثربی، رویداد مهمی در عرصه تئاتر به حساب می‌آیند و هواداران،موافقان و حتی مخالفان بسیاری را به سالن‌های اجرا می‌کشانند تا شاهد آخرین تجربه و دستاورد تئاتری این کارگردان صاحب‌نام باشند.

یثربی بر پایه تحصیلات گسترده و مدارک معتبرش در رشته روانشناسی و مشخصا تئاتردرمانی، در هر کدام از آثارش سعی در پیوند هنر تئاتر با تاثیرات روان‌درمانی آن بر تماشاگران دارد و شاید یکی از عمده‌ترین دلایل جذابیت نمایش‌های او همین باشد که مخاطبان علاوه بر تماشای یک اثر نمایشی با قواعد و قراردادهای مرسوم، بخشی از وجود و خود گمشده‌شان را در متن و شخصیت‌های نمایش‌های او می‌یابند و به‌شدت با آنها همذات‌پنداری می‌کنند.

جشن 200 سالگی چارلز دیکنز

کشورهای انگلیس زبان از سال آینده میلادی دویستمین سالگرد تولد دیکنز را جشن می گیرند .این نویسنده با رمانهای چون آرزوهای بزرگ و الیور توئیست در جهان شناخته شده است .

 

جایزه کتاب ملی امریکا

رمان استخوانها را نجات بده نوشته جسمین وارد ، جایزه کتاب ملی امریکا را

 در یافت کرد. این رمان 12 روز از زندگی خانواده های سیاپوست امریکایی را روایت می کند که مجبورند با توفان کاترینا در مناطق ساحلی می سی سی پی دست و پنچه نرم کنند.

 

نمایشگاه های دائمی کتاب در سراسر ایران راه اندازی می شود

معاون فرهنگی وزیر ارشاد گفت ایجاد نمایشگاه های دائمی در دستور کار دولت قرار گرفت . به گزارش ایسنا بهمن دری گفت : یکی از راه های بسیار موثر برای اصلاح فرهنگ عمومی جامعه ، ایجاد نمایشگاه های دائمی در استانها است .

 

یک آمار در هفته کتاب خوانی

معاون امور فرهنگی ارشاد در هفته کتاب در سیزدهمین نمایشگاه کتاب ناشران ایران  در مشهد گفت : تعداد کتاب فروشی های کشور دو هزار و سیصد کتاب فروشی است . این در حالی است که ده هزار ناشر در کشور فعال هستند.

قلابی / رومن گاری/ ترجمه: سمیه نوروزی / نشر چشمه، چاپ نخست 1390

 104 صفحه، 2300 تومان

نام و چهره‌های بسیاری داشت؛ پدرش را خودش در ذهنش ساخته بود؛ محل تولدش جعلی بود؛ به مادرش عشق می‌ورزید و حتی در کلیسایی به او قول داده بود: «هیچ وقت نمی‌میرم!» و تا زمانی که مادرش زنده بود نمرد، آن هم در دلِ جنگ. با هنرپیشه‌ی «از نفس‌افتاده»ی ژان لوک گودار، جین سیبرگ ازدواج کرد. از آغاز جوانی‌اش، همان روزهایی که مادرش او را به فرانسه برده و تمامِ تلاشش را کرده بود تا او در رشته‌ی حقوق فارغ‌التحصیل شود، طرفدار سرسخت ژنرال دوگل شده و به مادرش گفته بود می‌خواهد به ارتش ژنرال بپیوندد. پیوست و به‌عنوان خلبان در جنگ جهانی دوم در ارتش فرانسه خدمت کرد.

رومن گاری، امیل آژار، فوسکو سینی‌بالدی و شاتان بوگا نام‌هایی است که رومن کاسو در طول 66 سال زندگی‌اش هر بار که احساس کرد روزمرگی دارد زندگی‌اش را دربرمی‌گیرد یکی از این آن‌ها را برمی‌گزید و در واقع مجدداً برای خودش نام و شهرت دست و پا می‌کرد. این بازی با رویه‌ی زندگی برای او تا آن‌جا پیش رفت که مهم‌ترین جایزه‌ی ادبی فرانسه (کنگور) را دو بار برد؛ جایزه‌ای که تنها شرطش این است که هر نویسنده تنها یک‌ بار می‌تواند آن را ببرد. جامعه‌ی ادبی فرانسه پس از مرگ گاری پی به این موضوع برد و این ماجرا سبب شد که او حتی پس از مرگش هم زنده باشد؛ نه‌تنها با کتاب‌هایش که با زندگی‌اش. گویی او هرگز نمرد و هرگز نمی‌میرد.

در جستجوی خوشبختی   نوشته بیل برایسون،  با ترجمه علی ایثاری کسمایی روانه بازار کتاب شد.

اثری که نویسنده در آن با نگاهی ویژه به زندگی انسان‌ها، تمامی حوادث تاریخی را به خانه و اتفاقات درونش ربط می‌دهد.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «در جستجوی خوشبختی» روایت تاریخ به ‌گونه‌ای است که برای مخاطب آرامش و هیجان را در کنار هم به همراه می‌آورد و برایسون برای رسیدن به این هدف از زبان استعاره بهره برده است. اکثر فصل‌های کتاب به نام قسمت‌های مختلف یک خانه نام‌گذاری شده‌اند؛ آشپزخانه، هال، ظرف‌شویی، اتاق خواب، راه‌پله و غیره بخش‌های کتابی را تشکیل می‌دهند که در سراسر آن حوادث تاریخی روایت می‌شوند.

برایسون در بخشی از کتاب می‌نویسد: خانه‌ها مخزن پیچیده حیرت‌آوری هستند. آن‌چه پی بردم در نهایت شگفتی، این بود که هر چه در جهان رخ می‌دهد، هر چه کشف یا ساخته می‌شود یا بر سر آن مبارزه می‌شود در نهایت به شکلی به خانه‌های ما راه می‌یابد.