توانا بود هرکه دانا بود

به هرکار بستوه1 کانا2 بود

بستوه : نادان

کانا : ناتوان

 

خواننده توانمند، نیما مسیحا، آلبوم توهم را روانه بازار کرده است

این اثر از ویژگی های فنی فراوانی برخور دار است و یک نمونه مثال زدنی

 در موسیقی پاپ به شمار می رود. این مقاله را کوروش اصلانی تهیه و تنظیم کرده است.

آثار ایشان به صورت آلبومی بیکلام تحت عنوان  "تیسفون" در بازار موسیقی منتشر شده است.

 

آلبوم جدید نیما مسیحا با عنوان توهم همانطور که در کنسرتش وعده داده بود در فضایی متفاوت ارائه شده است. این اثر از سوی شرکت ایران گام در بازار موسیقی توزیع شده است. قبل از اینکه به بررسی موشکافانه تعدادی از قطعات این اثر بپردازیم ذکر یک نکته را ضروری میدانم و آن اینکه در مورد نقد وبررسی آلبوم حریص بعد از یک هفته از انتشار این نقد در پایگاه خبری تحلیلی  موسیقی ایران با جستجوی در گوگل متوجه شدم که حدود 340188 مورد از این نقد در فضای مجازی منتشر شده است که نشان از توجه زیاد   نسبت به آن دارد ولی نکته آزار دهنده این موضوع، درج این تحلیل بدون ذکر منبع و تهیه کننده آن است که از اخلاق رسانه ای بدور است. البته کسانی که نقد های این حقیر را مطالعه می فرمایند به طرز نوشتار و لحن سخنان بنده آشنا هستند و برای آنان نویسنده اثر مشخص است، حتی اگر درج نشده باشد. به بررسی آلبوم توهم می پردازیم.


قطعه اول

این قطعه در سبک تکنوترانس تنظیم شده است که با یک معرفی آغاز می شود. این قطعه تمامی اِلِمان های موسیقی سبک مدرن از قبیل مفهوم کلامی، delay  های تاثیر گذار و ... را داراست. این نوع تنظیمات از پیچیدگی های ملودیک وهارمونیک برخوردار نیستند و بدلیل فضای غریبی که دارند معمولا نیازی هم به این موارد ندارند. تلفیق شعر و محتوای موسیقی در این قطعه قابل توجه است و نمونه مناسبی از موسیقی روز است.

قطعه دوم

این قطعه در فرم دوتایی برگشت دار که یک فرم کلاسیک است ارائه شده است. قطعه با مقدمه ای از نتهای کشیده زهی ها شروع می شودو در ادامه تم اول را خواننده ارائه می کند در مورد ملودی خواننده تم اصلی،که خود متشکل از سه بخش متفاوت است بیان می شود، گسترش می یابد و با یک کادانس ملودیک مناسب به پایان می رسد.

 

  اما در مورد ملودی زیبایی که ساز کرآنگله می نوازد ذکر چند نکته در مورد ساختار ملودی قابل تامل است. این ملودی در تونالیته سی مینور است وهمانطور که در این تصویر مشاهده می کنید نقاط پیشرفت پیوسته ( step progression ) متعددی در ساختار آن وجود دارد و از همین طریق، تم گسترش داده شده است. در مورد موضوع پیشرفت پیوسته درساختار ملودی در شماره 43 مجله ترانه ماه توضیحاتی توسط اینجانب نگارش شده است. در این ملودی در میزان سوم نت لا باتوجه به تونالیته سی مینور هارمونیک، باید آلتره باشد ولی نیست! علت این امر به یک مبحث در هارمونی بر می گردد وآن قواعد مربوط به رفتار  نتهای بیگانه به هارمونی در وصل آکورد هاست. یکی از مواردی که در این مبحث بیان می شود این است که اگر نت درجه هفتم برای تزیین درجه ششم بکار رود نیازی به آلتراسیون نیست حتی اگر هارمونی، همزمان، نت آلتره شده را به گوش برساند!... با اندکی تامل در این ملودی متوجه می شویم که ابتدای ملودی در واقع از میزان سوم شروع می شود و به عبارت دیگر ملودی در میزان اول از کمی قبل از پایان واز کادانس نهایی شروع می شود. این موضوع در بسیاری از آثار مصنفان بزرگ موسیقی کلاسیک دیده شده است و یکی از تکنیک های کمپوزیسیون موزیکال است. میزانهای 9 و 10 نیز گسترش کادانس می باشند که تاثیر بسزای در افزایش قدرت کادانس نهایی(ختم ملودی) دارند. از لحاظ هارمونی وتنوع آکورد ها، از درجات اصلی وفرعی مناسبی استفاده شده است.  این قطعه با توجه به این مسایل فنی که ذکر شد اثری شایسته در موسیقی پاپ محسوب میشود و این بازار پر تلاطم موسیقی پاپ به این قطعات نیاز دارد.

 

قطعه سوم

این قطعه نیز در سبک تکنو ترانس ساخته شده است. ترجیع بندی که در این ترانه شکل می گیرد و در ادامه چندین بار تکرار می شود از لحاظ ملودیک، نوعی سکوانس است . ملودی های خارج از این ترجیع بند نیزگسترش مناسب و معقولی دارند و در انتهای هریک آمادگی برای اوج و تکرار ترجیع بند بخوبی توسط آکورد دومینانت سازماندهی شده است. در این قطعه  و تمامی قطعات این آلبوم تکنیک قوی خواننده در اجرای لگاتو ها ، دینامیک ها و ویبره ها ی کلاسیک (دیافراگماتیک )کاملا نمود دارد.

قطعه چهارم

در ابتدای این قطعه غریو سازهای بادی برنجی وملودی  سازهای زهی مقدمه ای فراهم می کند تا درادامه خواننده وارد شود. در مقدمه، سازهای زهی بطور کنترپوانتیک حضور دارند و به ارائه خطوط کنتر پوانتیک می پردازند. در ادامه ساز های سنتور ، هورن و پیانو  نیز وارد می شوند و بصورت سوال و جواب، ملودی خواننده را تزیین می کنند. این قطعه با اینکه سازها و تمهای گوناگونی را در خود دارد ولی وحدت تونال و وحدت تماتیک به خوبی حس می شود. توالی آکوردها نیزدرست و منطقی است.

 قطعه هشتم

آهنگ با تکنوازی پیانو شروع می شود و در ادامه با ویولنسل همراهی میشود در این چند میزان ابتدایی با آکوردهای مناسب ، کادانس شکل می گیرد و تونالیته تثبیت می شود. سپس خواننده زیر آکورهای پلاکه پیانو تمی را ارائه می کند ودر ادامه این تم  بصورت سکوانس گسترش می یابد و سپس با یک حرکت کرشندوی تمام ارکستر تم دوم را می شنویم. شروع تم اول و تم دوم در یک فاصله ششم است. فاشله ششم در تولید فضای رومانتیک استفاده بسیاری دارد وتوسط انیو موریکونه(Ennio moricone) و دیگر آهنگسازان بزرگ به کرّات و با موفقیت بکار گرفته شده است.

از آنجاییکه که موسیقی و هنر برای مردم و مخاطب عام شکل گرفته ، اصولی هم که در این زمینه بعد از قرنها پدید امده است، راه ارتباط پویا و فعال  با ذهن مخاطب را  برای هنر مندان نمایان می کند . آگاهی از این قواعد در نهایت به برقراری ارتباط مردم از هنر واقعی و استقبال ایشان از هنر و انتقال مفهوم وپیام آن اثر خواهد شد.شما این مقاله و سایر مقالات به قلم اینجانب را می توانید در سایت مطالعه فرمایید. ونظرات خودرا به آدرسinfo@kouroshaslani.ir  ارسال نمایید. www.kouroshaslani.ir