موسیقی نمایش چیست؟

 سری به عنوان تأیید تکان بدهند. امّا موسیقی را پیوسته عملی جنبی در ارایه‌ی یک نمایش و حتّی یک فیلم می‌شمارند و این خطا خود، اثراتِ ثانویّه‌ی نمایش یا فیلم را نزدِ آن‌ها کاهش خواهد داد.

 موسیقی نمایش از همان بدو تولّد، نتوانست نظر و تأییدِ منتقدین را برانگیزد و گرچه مقام درخورد توجّهی در خلق یک نمایش داشت، مع‌ذالک هنوز هم مورد بی‌مهری شدید پاره‌یی از دست‌اندرکاران و هنردوستان است. این البتّه نمی‌تواند بدون دلیل باشد. توجّه شدید نمایش‌نامه نویسان و کارگردانان به آهنگسازانِ بی‌مایه و مُصفی که «حرکت» برایشان امری مُحال بود، در این بی‌مهری بدون تأثیر نیست.

 موسیقی نمایش و حتّی خود نمایش در ایران دچار مشکلات فراوانی است که بیشتر آن‌ها مربوط به ارزش‌گذاری‌های غلط از سوی مسؤولین است. در همه جای دنیا برای تئاتر پول خرج می‌کنند و از تئاتر پول درنمی‌آورند‎؛ امّا در ایران مسأله کاملاً برعکس است. با جشنواره و همایش‌های مختلف، با چنین کیفیّتی نمی‌توان به جایی رسید. وقتی در کنفرانس مطبوعاتی جشنواره‌ی فجر، کارگردان کانادایی می‌گوید: «من کارمند یک رستوران هستم. یک روز اتّفاقی حین گشت‌زنی در اینترنت، فراخوان جشنواره‌ی فجر را دیدم و ثبت‌نام کردم و فوراً پذیرفته شدم.»، دیگر چه توقّعی از پیشرفت تئاتر کشور داریم.

 ما تا قبل از سال ۱۳۶۶چیزی به نام موسیقی نمایش نداشتیم و معمول بود که از موسیقی‌های انتخابی استفاده شود و آن هم یا «سمفونی چهارِ» بتهون بود یا «نینوا»ی حسین علیزاده یا «بارابلس» و یا «کارمینا بورنا»ی کارل ارف. اینکه امروزه در مجموعه‌ی تئاتر شهر از هر ۱۰ پوسترِ نمایش، ۷ تای آن‌ها دارای آهنگساز است، روند رو به رشدی است امّا کافی نیست و این در حال است که در شهرستان‌ها این درصد چقدر جلوه می‌کند. شاید نزدیک به هیچ !

 موسیقی نمایش باید فضاسازی برای رسیدن به شرایطِ خواسته شده‌ی نمایشنامه را مهیّا نماید.

 مثلاً در نمایشنامه‌هایی که عموماً به آرزو‌های آدمی پرداخته شده، پس از یک مقدّمه‌ی موسیقایی که مشروط بر تعقّل است نه عواطف، فضایی طرّاحی شود تا مخاطب را به تأمّل وادارد. در عین حال آن نغمه با فضای کار کاملاً هماهنگ باشد. موسیقی باید با: زمان، مکان و دیگر اجزای نمایش، پس از سنجش وارد صحنه شود. در برخی مواقع ـ و شاید همیشه ـ موسیقی باید در خدمت اثر باشد، به‌طوری که کارگردان، خود را به موسیقی تکیه ندهد و موسیقی سوار بر کار نباشد تا کار تبدیل به مثلاً فیلم‌های هندی نشود.

 آهنگساز موسیقی نباید فقط با داشته‌های موسیقی وارد تئاتر بشود و تنها تکیه بر راهنمایی‌های کارگردان بدهد. او خود باید در متنِ کار غوطه خورده و موسیقیِ نمایش را بشناسد و بتواند آن را به کار گیرد. حتّی باید به تشخیص گارگردان از ابتدای تمرین گروه در مقاطعی در کنار آن‌ها باشد.

 ا این ‌همه، در به‌کارگیری موسیقی نیز نباید اغراق نمود. موسیقیِ بیش از حد و بی‌مورد در تئاتر همان قدر مسخره است که مثلاً در گریم اغراق شود.اگر یک تئاتر قوی باشد، اگر مجموعه‌ی خلقِ فضا، ایجاد اتمسفر، بازی‌ها و متنِ نمایش قوی باشند، موسیقی هم سرِ جای خودش می‌نشیند. متأسّفانه در حال حاضر، بیشترین موارد استفاده‌ی موسیقی برای اغراق کردن و برجسته نمودن عواطف در صحنه است، درحالی که این، یکی از کوچک‌ترین کارکردهای موسیقی در تئاتر می‌باشد. و این اشکال به عدم شناخت کارگردان‌ها از موسیقی و همچنین به عدم شناخت موسیقی‌دان‌ها از تئاتر برمی‌گردد.

 

امّا مسأله‌ی مهم‌تر اینکه: برخی از کارگردانان و آهنگسازانِ تئاتر نمی‌دانند که از عامل موسیقی چه استفاده‌هایی بکنند. برای این کار، کارگردان باید پس از شناخت مختصر از موسیقی، شناختی کامل از کار و وظیفه‌ی آهنگساز داشته باشد و آهنگساز نیز آگاه است که:

 

  کار یک آهنگسازِ نمایش، از بسیاری جهات، همتای مُصنفی است که به خلقِ یک سمفونی همّت گمارده است. وی نمی‌تواند و نباید که کمتر از یک موسیقی‌دانِ بزرگ وآگاه، به اثرش توجّه نشان دهد. اگر یک آهنگسازِ کلاسیک، در صددِ خَلقِ ملودیِ غنی و تکنیکِ خلل ناپذیر است، یک آهنگسازِ نمایش علاوه بر این، باید به ماهیّتِ حوادث و رویدادهای نمایش نیز بیاندیشد. امّا دستمایه و پایه‌ی اصلیِ کار وی در وهله‌ی اوّل و بیش از هرچیز، اَعمالی است که ذهنِ کارگردان به آن‌ها تجسّم بخشیده است. وی حتّی می‌تواند ایده‌ها و افکاری را که به محدودیّت صحنه‌یی گرفتارند و کارگردان قادر نیست آن‌ها را به تماشاگر بنمایاند، در ذهنِ بیننده‌ی تئاتر بیدار سازد.

 

دودیگر اینکه، تماشاگر صرفاً برای شنیدنِ یک قطعه‌ی موسیقی، رنجِ سکوت و تاریکیِ سالن‌های دربسته را بر خود هموار نکرده است؛ در این‌جا عواملی مانند: نحوه‌ی بازیگری و خطِّ اصلی قصّه بین تماشاگر و موسیقیِ نمایش فاصله می‌اندازد و آهنگساز می‌بایست با تیزهوشی بر تأثیراتِ مهیبِ

 

این پدیده و پس زمینه‌های نظرگیرِ صحنه، فایق آید تا بتواند اثر را به تماشاگر القا کند و این امر، قسمتِ اعظمِ تلاش‌های آهنگساز را مصروفِ خود می‌داند.

 

موسیقی نمایش را از دیدگاهی می‌توان به دو دسته تقسیم کرد: ۱ـ موسیقیِ سرنوشتی ۲ـ موسیقیِ آنی. موسیقی سرنوشتی آن است که برطبق نامش، با سرنوشت تقدیری نمایش سروکار دارد. در هر نمایش، روابطی بین شخصیّت‌ها وجود دارد که ساختمان کلّی نمایش را پی‌ریزی می‌کند. این روابط منبعث از حوادثی است که به‌طور سرنوشتی در زندگیِ روزمرّه‌ی شخصیّت‌های نمایش ایجاد می‌شود. همه‌ی این سرنوشت، ریشه‌ی اصلی یک نمایش است ولو اینکه در سراسر آن، انسانی نیز دیده نشود. به‌طورکلّی، لحظاتی از موسیقی که شنونده را به هنگام شنیدن، جدا از نمایش و خارج از سالن به نمایش‌نامه ربط می‌دهد، همان «موسیقی سرنوشتی» است. هنگامی‌که در سوگنامه یا تراژدی شکسپیر ، لیدی مکبث  پس از آن قتل موحش، هراسناک ناله سرمی‌دهد که: همه‌ی عطرهای عربستان دست‌هایش را پاک نخواهد کرد، از «سرنوشتِ» خود سخن رانده است. همان‌طور که آن سه جادوگر، وقتی که با «مکبث» سخن می‌گویند، بخشی از سرنوشتِ او را رقم می‌زنند. فضایی که در پیِ خواندن یک اثر بر ذهنِ خواننده مستولی می‌شود، مادر موسیقی‌یی است که می‌تواند احوالِ «مکبث» را بازگو کند.

 

مهم‌ترین و مشکل‌ترین قسمتِ کارِ یک آهنگساز، «موسیقی آنی» است. موسیقی آنی یا لحظه‌یی، بیشتر، هیجانات و تأثیراتِ ناشی از صحنه‌ها را القا می‌کند. درون‌مایه‌ی موسیقی آنی، از حالت‌هایی مثل: خشم، ترس، هیجان، محبّت و الوهیّت سرچشمه می‌گیرد که بنابر محتوای نمایش، پیوسته در حال تغییر است (برعکسِ موسیقی سرنوشتی که کمتر تغییر می‌کند). موسیقی آنی از لحظه‌یی سخن می‌گوید که در قاموسِ زبان، زمانِ حال است. نه گذشته و نه آینده.

 

جان کلام این‌که: موسیقیِ نمایش زمانی دارای معناست که در خدمتِ نمایش‌نامه باشد، امّا نه آن‌گونه مستقیم که مثلاً در اُپرا به کار می‌رود. می‌خواهم بگویم که امروزه فنونی در تئاتر و موسیقیِ همراهِ آن پدید آمده است که به کمکِ آن می‌توان توسّط یک ملودی، هزار تُوهای غیرتصوّری را به‌وجود آورد. به کمکِ هارمونی و کنترپوانِ موسیقی می‌توان به ابعادِ وسیعی در صحنه‌ی نمایش دست یافت که قوّه‌ی تخیّل شنونده‌ی موسیقی را که بیننده‌ی تئاتر است، تا منتها درجه وسعت داد.

 

امّا در این میان، کارهای نمایش ما تا چه حد توانسته از این امر سود جوید؟ آیا موسیقیِ مناسب و فنّی در تئـاترِ ما به کار گرفته می‌شود؟ آیا اصلاً مـوسیقی‌ در نمایش‌های به روی صحنه رفته شنیده

 

می‌شود که موسیقیِ مناسب و حرفه‌یی جای خود دارد. پس بر دست‌اندرکاران ِ نمایش است که حولِ این قضیّه مانورِ بیشتری بدهند و خود لذّت کشف را فراموش نکنند. چه، موسیقیِ منطبق بر نمایش، دریچه‌یی است برای توفیق

/ 2 نظر / 64 بازدید
یه دوست

عالی و قابل استفاده .. دست مریزاد