نقد تفکرات تاج السلطنه «مقاله آزاد»

 بخشی از متن کتاب خاطرات تاج السلطنه"

اگر این پدر تاجدار من خود را وقف عالم انسانیت و ترقی ملت خود و معارف و صنایع می کرد چقدر بهتر بود تا اینکه مشغول یک حیوانی، اگر آنقدر زن ها را دوست نمی داشت و آلوده به لذایذ دنیوی نشده، تمام ساعات عمر مشغول سیاست مملکت و ترویج زراعت و فلاحت می شد، چقدر امروز به حال ما مفید بود و در عوض اینکه من در این تاریخ از گربه های او مجبور شده صحبت می کنم از رعیت پروری، معارف طلبی، کارهای عمده سلطنتی می نوشتم چقدر با افتخار بود ... و اگر می توانستم او را در عوض بدبخت، خوشبخت بنگارم، چه میزان در این ساعت قلبم مسرور بود افسوس... که در آن عصر و زمان تمام غرق غفلت بوده و بویی از انسانیت به مشامشان نرسیده و به قدری آلوده به رذایل و بدی ها بودند که قرن ها خرابی به یادگار گذاشته اند که اصلاح پذیر نیست.

خرابی مملکت و بداخلاقی و بی‌عصمتی و عدم پیشرفت تمام کارها حجاب زن است

 زندگانی زن‌های ایران از دو چیز ترکیب شده: یکی سیاه و دیگری سفید. در موقع بیرون آمدن و گردش کردن، هیاکل موحش سیاه عزا. و در موقع مرگ، کفن‌های سفید. و من که یکی از همین زن‌های بدبخت هستم، آن کفن سفید را ترجیح به آن هیکل موحش عزا داده، و همیشه پوشش آن ملبوس را انکار دارم؛ زیرا در مقابل این زندگانی تاریک، روزِ سفیدِ ماست. و همیشه در گوشۀ بیت‌الاحزانِ خود، خود را به همان روز تسلّی داده، مانند معشوقۀ عزیزی، با سعادتِ خیلی گران‌بهائی او را تمنّا و آرزو می‌نمایم

 

حرف آخر"

در طول تاریخ هر زمان که پیروان ادیان دچار تند روی شدند و با دین به جنگ دین رفتند عجیبترین و غیر قابل تحملترین ظلم ها به زنان روا داشته میشد. در ایران دقیقا در دوران پایانی سلسله ساسانی به دلیل تند روی برخی پیروان دین زرتشت و کل دوران قاجار به دلیل تند روی که به پای اسلام گذاشته میشد بدترین دوران برای زندگی سیاسی و اجتماعی زنان بوده است. در حالی که اساس هر دو دین هرگز مخالف حیات سیاسی زنان نبوده اند.

در باب خاطرات خانم تاج السلطنه با آنکه صداقت او قابل تحسین است اما جالبتر از همه آن است که این بانو  هم نتوانسته بدونه در نظر گرفتن نقش درخشان ! قاجار در بدبختی اجتماعی مردم نظیر بیسوادی، فقر، بیماری  ؛ و از همه بدتر عقب ماندگی و افول فرهنگی به واسطه عملکرد ضعیف این سلسله را نادیده بگیرد به شکلی از اوضاع مملکت نقد و ایراد میکند که گویی رعیت بدبخت مقصر آن همه فضاهت این سلسله و عقب ماندگی مملکت هستند!

او که خود ملتفت خیانت خواص سیاسی در بسیاری ازتصمیمات اساسی کشور است ترجبح میدهد بغیر از نگاشتن کتاب سکوت کند که این خود جای گلایه بسیار دارد.

/ 1 نظر / 28 بازدید

عالی بود